تبلیغات
از هر دری سخنی... - نازنینم... آدم...
 
از هر دری سخنی...
فرصت شمار صحبت، کزین دوراهه منزل ** چون بگذریم دیگر، نتوان بهم رسیدن...
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حمید شمس کیانی
نظرسنجی
میزان رضایت شما از تنوع مطالب در چه سطحی است؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پس ازآفرینش آدم خداگفت به او:

نازنینم آدم!  باتو رازی دارم

اندکی بیشتر آی!

نازنینم آدم (قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید)

یادمن باش که بس تنهایم  !

بغض آدم ترکیدگونه هایش لرزید...به خداگفت: من به اندازه ی...

من به اندازه ی گلهای  بهشت  ...نه!

من به اندازه ی  عرش  ........نه!

من به اندازه ی تنهائیت ای هستی من ، ........  دوستدارت، هستم

آدم کوله بارش را برداشت.....خسته وسخت قدم برمیداشت........راهی ظلمت پرشور زمین

طفلکی بنده ی غمگین......آدم!

درمیان لحظه ای جانکاه،...مهبوط...

زیر لبهای  خداوند  شنید،........نازنینم  آدم .....نه به اندازه ی تنهایی من

نه به اندازه ی گلهای بهشت

که به اندازه ی یک دانه ی گندم توفقط..... یادم-باش

نازنینم آدم...نبری از یادم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 16 دی 1396
حمید شمس کیانی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر