تبلیغات
از هر دری سخنی... - متولد 59 ام...
 
از هر دری سخنی...
فرصت شمار صحبت، کزین دوراهه منزل ** چون بگذریم دیگر، نتوان بهم رسیدن...
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حمید شمس کیانی
نظرسنجی
میزان رضایت شما از تنوع مطالب در چه سطحی است؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سال ٥٩ به دنیا آمدم. یكی از بدترین سالها برای اینكه در ایران به دنیا بیایی.

یك سال و چند ماه قبل از تولدم انقلابی عظیم رخ داده بود و چند ماه بعد یكی از تلخ ترین جنگ های تاریخ ایران شروع شد.

خیلی بد است كه خاطرات كودكی ات همه با جنگ آمیخته شده باشند. خوابیدن در پناهگاه ها، ماشین های كمیته كه می خواستند پسرای همسایه مان را كه از سربازی فرار كرده بودند، به پادگان بازگرداند، تعطیلی مدارس و تدریس از طریق تلویزیون، قلك هایی كه برای رزمندگان پول جمع می كردیم، تصاویر و شعار های خشنی كه روی دیوار مدرسه مان نقش بسته بودند، پناه گرفتن زیر پله ها هنگام موشك باران، شهید شدن اعضای خانواده، كوپن های قند، شكر، روغن و برنج و ساعت ها تو صف ایستادن، روزها را در صف شیر آغاز كردن، تو مینی بوس مدرسه هنگام رفتن به اردو شعارهای مرگ بر امریكا و صدام و اسراییل و انگلیس و شوروی دادن، شكستن شیشه ها از شدت صدای بمب صدام، جیغ های ممتد زنان محله مان از شدت ترس، صدای آژیر قرمز، نامه به برادر رزمنده در جبهه ها، امید امام خمینی به ما دبستانی ها و...

اینها خاطرات من از ٨ سال اول زندگی ام هستند.

خاطراتی كه دلم نمی خواهد هیچ وقت، هیچ كودكی در این  سرزمین دوباره تجربه اش كند.

دلم نمی خواهد هیچ كودكی در سرزمینم در مراسم صبحگاهش به جای سرود و ترانه شاد، مرگ بر فلان و بلان بگوید. دلم می خواهد دیوارهای مدارس پر از گل و عكس های كارتونی باشد.

دلم می خواهد فرزندان سرزمینم در اتوبوس ها و سرویس های مدرسه شان سرود "خوشحال و شاد و خندانم" بخوانند.

دلم می خواهد مادران سرزمینم عروسی فرزندانشان را ببینند و لب شان جز به خنده و شادی باز نشود. دلم می خواهد دختران سرزمینم هرگز از ترس بمب و موشك جیغ نزنند. دلم می خواهد پسران سرزمینم برای آبادانی كشور شان تلاش كنند و هرگز دست شان ماشه هیچ تفنگی را فشار ندهد.

دلم می خواهد مردم سرزمینم شاد باشند. راضی باشند. پیشرفت كنند.

دلم نمی خواهد بیست سال بعد  با دیدن جانبازان شیمیایی در برنامه رامبد جوان یك نسل همه با هم گریه كنند.

دل من ایرانی آباد و ملتی مهربان می خواهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 19 خرداد 1397
حمید شمس کیانی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر